سيد علي اكبر قرشي
23
قاموس قرآن ( فارسي )
فرموده : جدال و مجادله بمعنى مقابله با خصم است كه او را از رأى خود منصرف كند و آن از جدل بمعنى تابيدن شديد است و مطلوب از جدال آنست كه طرف از رأى خود بر گردد . بهر حال ، اين كلمه در مجادلهء حق و مجادلهء باطل و در مجادله بمعنى دفاع در قرآن كريم به كار رفته است و همه در اصل معنى يكى است و فرق با مصاديق است * ( وَلا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ . . . ) * نساء : 107 از كسانى كه به خود خيانت ميكنند دفاع مكن * ( فَمَنْ يُجادِلُ الله عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ . . . ) * نساء : 109 از آنها در پيش خدا روز قيامت كدام كس دفاع مىكند ؟ * ( وَجادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ) * نحل : 125 * ( فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ ) * . . . * ( يُجادِلُنا فِي قَوْمِ لُوطٍ . . . ) * هود : 74 . * ( يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ . . . ) * انفال : 6 جدل : بر وزن فرس بمعنى شدت خصومت است صحاح آن را اسم مصدر گفته است * ( وَكانَ الإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا ) * كهف : 54 نا گفته نماند اكثر استعمال اين صيغه در قرآن در منازعه و مخاصمه نا حق است . جذّ : شكستن . پراكنده كردن . بريدن . * ( فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ . . . ) * انبياء : 58 بتهايشان را قطعه قطعه كرد مگر بزرگ آنها را . جذاذ بمعنى مجذوذ است . * ( عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ ) * هود : 108 عطاء غير مقطوع و دائمى . جذع : ( بر وزن حبر ) تنهء درخت خرما . گويا فقط در تنهء درخت خرما به كار رفته و بتنهء درختان ديگر ساق گويند صحاح و قاموس و اقرب و غيره همه تنهء درخت خرما گفتهاند . * ( فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ ) * مريم : 23 درد زادن او را سوى تنهء نخل كشيد . * ( وَلأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ ) * طه : 71 در تنه هاى نخل بدارتان ميزنم . كلمهء جذع دو بار و جمع آن جذوع فقط يك بار در